سردار شهید سلیمانی

کسایی که منو میشناسن شاید بتنونن شهادت بدن که یکی از بیشترین چیزایی که من تو زندگیم بش حساس و حریص هستم، توجهم هست. دوست ندارم کسی باعث بشه توجه من به چیزی جلب بشه که خودم نمیخوام. حتی اعصابم بهم میریزه وقتی کنترل توجهم دست خودم نیست. از نظر بقیه من به دنیای اطرافم اهمیت نمیدم. فکر کنم درست میگن.

من یه آدم ایدئولوژیک هستم. با تمام بار منفی‌ای که این لغت داره، من اعتراف میکنم که ایدئولوژیک هستم. ایدئولوژی وسیله‌ایه که باش خبرها نظم پیدا میکنن. اگه ایدئولوژی نداشته باشی اخبار دنیا میتونن اونقدر تورو بهم بریزن که درکت از واقعیت رو از دست بدی. ایدئولوژی فقسه‌ایه که اخبار واصله رو توش میچینی. من به دنیای اطرافم به اندازه کافی اهمیت میدم. اما وقتی جای یک خبر توی قفسه ایدئولوژیکم مشخصه چه نیازی داره به اون خبر بپردازم؟

خبر شهادت سردار سلیمانی جایی توی فقسه ایدئولوژیکم نداشت. هیچ وقت رک و راست به نقش نیروهای نظامی کشور توی زندگی روزانه‌ام اعتراف نکرده بودم، اما همیشه توی پس‌زمینه ذهنم میتونستم قدردان شجاعت کسایی که دارن برای نظام حال حاضر کشور میجنگن باشم. الان هم میخواستم بگم قدردان اینکه میتونم توجهم رو توی دست خودم بگیرم و آژیرهای حملات هوایی توجهم رو نمیدزدن هستم. قدردان اینکه میتونم به مسائل اگزیستانسیالیستی فکر کنم و نگران هرج و مرج خشونت‌های بی‌قاعده نباشم هستم. میدونم اینکه اون دلقک نارنجی واسه من چیزی بیشتر از یه جوک نیست رو مدیون آمادگی استراتژیک شما هستم.