ونسن ونگوگ در یکی از نامه های متعدد خود، برای خواهرش ویل اینگونه توضیح میدهد:
«رنگ هایی که در شب وجود دارند از روز هم غنی تر هستند، اگر دقت کنی می بینی که برخی ستاره ها به رنگ زرد لیمویی اند، بعضی هایشان درخششی صورتی یا سبز و یا برق آبی رنگ "فراموشم مکن"1 دارند. نمی خواهم بیش از حد بر این موضوع تمرکز کنم ولی واضح است که گذاشتن نقطه های ریز سفید روی زمینه ای سورمه ای کافی نیست.»
او از پروانس نامه می نوشت و احتمالاً مشغول نقاشی شب پرستاره (شاید مشهورترین تابلو جهان) بود.

شب پرستاره، ونگوگ، ۱۹۸۹

پروانس منطقه ای در جنوب فرانسه است که به مناظر فوق العاده زیبا، تنوع منظره ها از گندم زار ها و زیتون زار ها و درختان سرو گرفته تا تپه های رنگارنگ، و هوای آفتابی و آسمان آبی سیر مشهور است. تقریباً همۀ نقاشان مطرح قرون 19 و ابتدای 20 برای نقاشی مرتب به اینجا می آمدند. ماتیس، گوگن، سزان، رنوا، مونک، مونه، پیکاسو و... .

تصور عموم مردم از نقاشی این است که هنرمند چیزی تولید کند که "شبیه" باشد. لذا در مواجهه با آثاری مثل آثار ونگوگ شوکه میشوند. چیزی که آنها از آن غافل اند این است که شباهت امری است فریبنده. شما هیچ وقت نمیتوانید چیزی بیافرینید که شبیه باشد. واقعیت خیلی وسیع تر از آن است که در یک تابلو گنجانده شود. هر تابلو تنها بخشی از واقعیت را ثبت میکند. برای برخی هنرمندان مهم این است که رنگ های غالب سوژه و اندازه های دقیق آن نمایش داده شوند و برخی مانند ونگوگ این جزئیات را پیش پا افتاده و تکراری میدانند و در عوض سعی میکنند نکاتی را در سوژه به ما نشان دهند که ما در نگاه اول از آنها غافلیم.

 کافه شب، ونگوگ، ۱۹۸۸

نتیجۀ طبیعی این پروسه این است که اندازه ها و دیگر جزئیات دچار اعوجاج و یا حذف میشوند. در نقاشی زیر ببینید چگونه ونگوگ، به زیبایی، حرکات و پیچش های برگ های درختان و خوشه های گندم را در نقاشی گنجانده.

مزرعه گندم و سروها، ۱۹۸۹

کاری که یک هنرمند خوب میتواند در یک نقاشی انجام دهد این است که چشمان ما را به چیزهایی باز کند که ما به خودی خود از آن غافلیم. ما به ندرت به اطراف خود نگاه میکنیم چون برای تمام اجسام و مناظر اطراف خود اسم گذاشته ایم و یک تصویر کلی از آنها در ذهن خودمان داریم و خیال میکنیم با همه آنها آشنا هستیم. لیکن دیدن تابلویی مانند تابلوی "شکوفه های بادام" باید ما را وادار کند درختچۀ انجیر یا تاک باغچه را متفاوت تر ببینیم؛ گویی که اولین بار است با چنین موجودی مواجه شویم.


شکوفه‌های بادام، ونگوگ، ۱۸۹۰

این به ما کمک میکند شگفتی مان را از جهان اطرافمان بازیابیم و از زیبایی و منحصر به فرد بودن آن لذت ببریم. همانطور که پیکاسو گفته: «همه کودکان هنرمندند، مشکل این است که چگونه وقتی بزرگ میشوید هنرمند بمانید.»


1 فراموشم مکن نام گلی است که در پست بعدی توضیح کوتاهی در باره آن خواهم داد.